میخوام تو این پست یه سری از نعمات خدا رو که واقعا پوئن خیلی مثبت حساب میشن رو بنویسم البته نه همشون رو ولی اونایی رو که خوشم میاد بنویسم:
سلامتی ، درس و تحصیل ، خونواده ی انصافا خوب ، زیبایی رضایتمند یا مثلا خوشگلی ، استقلال مالی در سن بیست سالگی ، درس خواندن در یکی از بهترین دانشگاه های پایتخت ، محبوب بودن و دوست داشته شدن توسط تقریبا تمامی دوستان ، داشتن روانی سالم و آرام و اعتماد به نفسی قوی ، خوش صحبت بودن و خوش ذوق و خیلی طنز و شاد بودن ، داشتن روحیه ای مثبت و آینده ای بسیار درخشان ، از این نوع نوشتن خسته شدم بزار یه جور دیگه بگم: عاغا من خیلی خوشبختم حقیقتا چون الان دغدغه ی هیچی رو ندارم شکر خدا اخه اندک پولی که دارم و دلمم خیلی خوشه نسبت به آینده چون همینجوری شم خیلی از چیزهای پیش پا افتاده ای که من دارم همین الانشم آرزوی خیلیاست انصافا چه میدونم از لپتاپ گرفته تا دانشگاه گرفته تا تهران یا هر چیز دیگه ای خب آیندمم که خیلی روشنه شکر خدا پس اگه شاد نباشم چه مرگمه البته به نمه کم لطفی میکنم نسبت به خدا که امیدوارم منو ببخشه خدای گلم ، راجب پایان ترم هم میخوایم بریم شمالی یا جایی اگه بشه که دیگه نور الی نور میشه بعدشم تصمیم دارم تو آینده ای نه چندان دور یه دختر ماه پیدا کنم که بچسپه واقعا از لحاظ بهم و برش دارم دختر شاه پریون رو و برم دور تا دور دنیا رو بگردم و مث دوتا کسخل فقط و فقط خوش بگذرونیمو چرت و پرت بگیم راجب احساسمون والا به خدا چیه همش خودمونو درگیر این زندگی لعنتی کردیم که چی بشه انصافا فقط از خدا میخوام یه دختر محشر به طورم بخوره و بگیرمشو با هم اینقد خوش بگذرونیم که بمیریم ینی بزنیم به دل جاده و د برو که رفتیم فارغ از هر چیزی فقط خودمون دوتا پاشیم بریم شمال یا هر جای دوری و بشینیم پای آتیش و فقط همو نگاه کنیم و حرف دلمونو بزنیم و نگاه به زندگی کنیم و لذذذذذذذذذذذذت ببریم . والسلام امیدوارم که اینجوری بشه انشاالله دوباره سوم دی هزار و سیصد و نود و پنچ ساعت چهار وسی وشش دقیقه
برچسب: خداجونم,خداجون دوست دارم,خداجون دلم گرفته,
نویسنده: ترانه کاشانی